خاطره شبی که به دنیاآمدی
دختر گل مامان ،دکتر مامانی ، دکتر میرمحمدی بود.دکتر سونوگرافی روز 13 خرداد 1404 را به عنوان روز به دنیاآمدن شما تعیین کرده بود.روز 5 خرداد بود که مثل روزهای عادی دیگه برای چکاپ به دکتررفته بودیم .صبحش هم برای گرفتن عکسهای بارداری با بابایی به آتلیه رفته بودیم. توی مطب مثل همیشه صدای قلبت را شنیدم و لذت بردم.اما هرچه صبرکردم تکانهای تورا حس نکردم 😔 که این منو به استرس ا نداخت.به همین دلیل دکتر دستور بستری همان شب را به من داد.دریکی اربیمارستانهای خصوصی یزد بستری شدم و قراربود صبح شما به دنیا بیای . اما مدام به فکر سلامتی شما بودم . تا این که در کمال ناباوری پرستارها گفتن همین امشب باید بچه به دنیا بیاد وتاصبح نباید صبرکرد. به مامان جون زنگ ...




