یکتایکتا، تا این لحظه: 1 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

زندگی مامان و بابا

به نام زیباترین خالق هستی. دخترگلم یکتاجان ۶ خرداد ۱۴۰۴ بهترین روز زندگی من و بابایی بود .چون تو دنیای ما شدی و جهانمان معنای تازه گرفت.

خاطره شبی که به دنیاآمدی

دختر گل مامان ،دکتر مامانی ، دکتر میرمحمدی بود.دکتر سونوگرافی روز 13 خرداد 1404 را به عنوان روز به دنیاآمدن شما تعیین کرده بود.روز 5 خرداد بود که مثل روزهای عادی دیگه برای چکاپ به دکتررفته بودیم .صبحش هم برای گرفتن عکسهای بارداری با بابایی به آتلیه رفته بودیم. توی مطب مثل همیشه صدای قلبت را شنیدم و لذت بردم.اما هرچه صبرکردم تکانهای تورا حس نکردم 😔 که این منو به استرس ا نداخت.به همین دلیل دکتر دستور بستری همان شب را به من داد.دریکی اربیمارستانهای خصوصی یزد بستری شدم و قراربود صبح شما به دنیا بیای . اما مدام به فکر سلامتی شما بودم . تا این که در کمال ناباوری پرستارها گفتن همین امشب باید بچه به دنیا بیاد وتاصبح نباید صبرکرد. به مامان جون زنگ ...
9 تير 1405

خاطرات بارداری

دختر عزیزم خاطراتت را با یکسال تاخیر مینویسم .آخه نمیشه تورا تنها گذاشت و مشغول خاطره نویسی شد 😊اما ان شاالله تمام خاطرات زیبای تو را  ثبت میکنم تا همیشه از خواندن آنها لذت ببری. فرشته ی من میدونی ؟ من و بابا حدود ۷سال منتظر آمدنت بودیم اما خداوند مهربون سال ۱۴۰۳ را برای حضور شما در وجود من انتخاب کرد.نمیدونی که چقدر بافهمیدن خبر حضورت چه احساسی داشتم .مهرماه بود که مامانی مدرسه میرفت .دریکی ازاین روزها با آزمایشگاه تماس گرفتم و خواستم نتیجه آزمایش را بهم بگن. خانمی که توی آزمایشگاه بود گفت شما بارداری.فکرکردم خوابم .دوباره پرسیدم .اون لحظه ناخوداگاه به سجده افتادم و بااشکم ازخداوند مهربان تشکرمیکردم.خبر را تلفنی به بابایی دادم. ا...
1 تير 1405
1